
وحدت ملی؛ سرمایه راهبردی ایران در روزهای جنگ
محمود نظرنیا؛ رئیس اندیشکده نظام مسائل حکمرانی کشور؛
جنگها تنها در میدانهای نظامی تعیین تکلیف نمیشوند؛ آنچه سرنوشت ملتها را رقم میزند، میزان انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و آمادگی مردم برای ایستادگی در کنار یکدیگر است. در چنین شرایطی، هر نشانهای از همبستگی ملی، خود به یک مؤلفه بازدارنده و قدرتآفرین تبدیل میشود.
ثبتنام حدود ۳۰ میلیون نفر در طرح «جانفدا» را میتوان یکی از مهمترین نشانههای شکلگیری سرمایه اجتماعی در شرایط بحرانی دانست.
فارغ از اینکه چه تعداد از این افراد عملاً در مأموریتهای پشتیبانی یا امدادی بهکار گرفته شوند، اصل اعلام آمادگی میلیونها شهروند برای ایفای نقش در دفاع از کشور، پیام روشنی برای دشمنان و نیز جامعه داخلی دارد؛ اینکه امنیت و تمامیت ارضی ایران، مسئلهای ملی است و نه صرفاً مسئولیتی بر عهده نهادهای نظامی و امنیتی،بلکه همگان دز این امر مهم ملی دارای مسئولیت اجتماعی هستند.
در کنار این ظرفیت، حضور گسترده مردم در آیینهای شبانه، اجتماعات مردمی و برنامههای همبستگی که طی بیش از یکصد شب در نقاط مختلف کشور استمرار یافته است، بیانگر آن است که جامعه ایرانی در بزنگاههای حساس همچنان از توانایی بازتولید همبستگی برخوردار است. این حضورها صرفاً یک تجمع اجتماعی نیست؛ بلکه نوعی بازسازی سرمایه روانی جامعه و تقویت احساس تعلق و مسئولیت جمعی محسوب میشود.
با این حال، تجربههای جهانی نشان میدهد که وحدت ملی پدیدهای خودکار و دائمی نیست. این سرمایه اجتماعی نیازمند مراقبت، تقویت و مدیریت هوشمندانه است.
اگر مشارکت مردم تنها به حضورهای نمادین محدود شود و به سازوکارهای واقعی برای نقشآفرینی اجتماعی تبدیل نگردد، بهتدریج از ظرفیت آن کاسته خواهد شد. ازاینرو، ضروری است که نهادهای مسئول، مشارکت میلیونی مردم را در قالب شبکههای داوطلبی، آموزشهای امدادی، خدمات اجتماعی، پشتیبانی مردمی و فعالیتهای فرهنگی و رسانهای سازماندهی کنند تا این سرمایه عظیم به یک ظرفیت پایدار برای افزایش تابآوری ملی تبدیل شود.
از سوی دیگر، حفظ وحدت ملی مستلزم پرهیز از دوقطبیسازیهای سیاسی و اجتماعی است. در شرایط جنگ، هرگونه شکاف داخلی میتواند به فرصتی برای عملیات روانی دشمن تبدیل شود. تقویت گفتوگوی ملی، توجه به مطالبات اقشار مختلف، اطلاعرسانی شفاف و استفاده از همه ظرفیتهای اجتماعی، از الزامات صیانت از این همبستگی است.
امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به سرمایه اجتماعی خود نیاز دارد. میلیونها داوطلبی که برای دفاع از کشور اعلام آمادگی کردهاند و مردمی که شبهای متوالی در صحنه حضور دارند، نشان میدهند که قدرت ملی تنها در تجهیزات نظامی خلاصه نمیشود؛ بلکه مهمترین مؤلفه قدرت، اعتماد، همبستگی و اراده مشترک مردم است. اگر این سرمایه بهدرستی مدیریت و تقویت شود، میتواند نهتنها در عبور از شرایط جنگ، بلکه در بازسازی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور نیز نقشی تعیینکننده ایفا کند.